اهورااهورا، تا این لحظه: 15 سال و 7 ماه و 15 روز سن داره
آریا کوچولوآریا کوچولو، تا این لحظه: 10 سال و 8 ماه و 25 روز سن داره

اهورا و آریا نفسهای مامان

بی احتیاطی اهورا

چند وقت پیش بیرون رفتیم و اهورا در حین بازی دور آتیش دستش بدجور سوخت اینم چند وقت بعدش هنوزم جاش مونده واین عکس الانش عشقهای من آریای مامان ️ ️ ...
4 تير 1396

پایان پیش دبستانی

اهورای گلمم پیش دبستانیش تموم شد 21خرداد جشن پایان سالشون بود این ماه آخر دیگه خسته شده بود و به سختی میرفت البته حقم داشت مدارس همه تعطیل شده بودن اینا نه اول تیرم واکسن 6سالگیشو زدیم تقریبا دو روز خیلی اذیت بود ولی امروز خدا رو شکر بهتره 27ام خردادم نوبت سنجشش بود که با بابام اینا رفتیم و کاراش و انجام دادیم اهورا در روز سنجش عکس پایان سال اهورا اینم زخم چونه اهورا که چند وقت پیش با چونه زمین خورد ...
3 تير 1396

ششمین مروارید

یه مدت نسبتا طولانیه که از بالا لثه آریا کاملا سفید شده بود و دندونش مشخص بود اما بیرون نیومد تا اینکه دیروز 22 اردیبهشت 96 دیدم دراومده احتمالا چند روزی هم ازش گذشته چون کامل نوکش بیرون زده اما مثل همیشه این مامان گرفتار دیر متوجه شد الان آریا 4دندون از بالا و 2 دندون از پایین داره از یه طرف پروژه دندون انداختن اهورا از یه طرف دندون دراومدن آریا دیروزم قراربود با دوست بابا بریم پلنگان که وسط راه اونا که زودتر رفته بودن گفتن اصلا جانیست و نیاین ماهم دیگه رفتیم سنندج و تابعدازظهر اونجا بودیم البته دیگه فقط خودمون 4تا بودیم ...
23 ارديبهشت 1396

خداحافظی از دومین دندون شیری

چند وقتی بود که یکی دیگه از دندونهای شیری اهورا لق شده بود اما خودش که تقریبا باهاش کاری نداشت و تلاشی نکرد برای درآوردنش ما هم اکثرا فراموش میکردیم یا نمیذاشت براش درش بیاریم  دوباره متوجه شدیم که دندون اصلیش از پشت دراومده نذاشت ما براش دربیاریم گفت بابا جون دربیاره چون بابام سریع با یه حرکت براش درمیاره خلاصه موند تا بابامو دیدیم و پنج شنبه 14اردیبهشت براش درآوردش فقط خداکنه دندوناش از این کجی دربیان چون دیر دندون شیری ها رو کشیده دندون اصلیها دیگه جا نداشتن   ...
16 ارديبهشت 1396

پنجمین مروارید

اول از همه سال نو همه عزیزان مبارک باشه ایشالا پر از اتفاقهای قشنگ باشه براتون چند روزیه که دندون پنجمت هم دراومده اما از بس به آدم اجازه هیچ کاری نمیدی نمیرسم به موقع ثبت کنم این دندونت از خیلی وقت پیش مشخص بود سفیدیش اما دیر دراومد تقریبا کامل راه میری اما کمی به حالت ژ له بیش از حد اذیت میکنی همش باید بغل باشی اصلا خودت بازی نمیکنی نمیذاری هیچ کاری بکنم وقتی بابا خونس تو رو میگیره تا من غذا درست کنم یا کاری انجام بدم بابا نباشه دیگه هیچ کاری نمیتونم بکنم تقریبا دوهفته ای هست گلو درد داری و دیگه بدترررررر شدی 28 اسفند که تولد آرش بود تو از ظهر تب داشتی و همش گریه میکردی نه گریه معمولی مشخص بود یه چیزیت هست شب رفتیم تولد گفت...
3 فروردين 1396

بخیر گذشت

دیشب من در حال ظرف شستن بودم و آریا پیش باباش تو اتاق که با گریه آوردش پیشم و گفت فکر کنم دهنش خورد به لبه تخت نگاه کردم دیدم که رو چشمش یه خطه دقیق تر که نگاه کردم دیدم بلللللله چشمش خورده شروع کرد ورم کردن و خون اومدن و کبود شد خیلی ظاهر بدی داشت انگار تو دلم رو چرخ میکردن دست و پام میلرزید از دیدنش  همش براش یخ گذاشتیم بعد چند ساعت ورم و کبودیش کمتر شد و خونشم بند اومد خدا رحم کرد واقعا همش میگم اگه تو چشمش میخورد چیکار میکردم فکرشم وحشتناکه با اینکه همینشم خیلی ترسناک بود اما باز خدا رو شکر که اتفاق بدتری نیافتاد الهی مامان فدات بشه زندگی نبینم از این اتفاقها برات بیافته این عکس هم وقتی داشتی شیرمیخوردی ازت انداختم چو...
9 اسفند 1395